واژه المسیح الدجال (در عربی به معنی مسیح دروغین) ۴۰۰ سال پیش از اسلام برای ترجمه Mšīḥā Daggālā از سریانی به عربی استفاده شدهاست. که معادل یونانی آن antichrists و معادل فارسی آن ضد مسیح است. موضوع دجال و مبارزه او با دولت حقه در پایان جهان در منابع مسیحی و اسلامی آمدهاست با این فرق که بعضی رهبر جبهه حق را عیسی و بعضی مهدی میدانند. هر چند بر اساس روایات اسلام و مسیحیت، هر دو، از بین برنده دجال را عیسی میدانند و نه مهدی. عبارت دجال در عهد جدید چندین بار تنها در رساله یوحنا آمدهاست. و مقصود کسی است که با مسیح مقاومت یا ضدیت میکند. و مدعی آن باشد که خود در جای مسیح است.در نامه اول یوحنا آمدهاست:دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند آن دجال است که پدر و پسر را انکار مینماید.باز در همان رساله آمدهاست: «شنیدهاید که دجال میاید الحال هم دجالان بسیار ظاهر شدهاند و از این میدانم که ساعت آخر است.» در جای دیگر در همان رساله میگوید: «و هر روحی که عیسی مجسم شده را انکار کند از خدا نیست و اینست روح دجال که شنیدهاید که او میاید و الان هم در جهان است.» برخی از علمای مسیحی از جمله صاحب قاموس کتاب مقدس دجال را اسم عام میداند و به تصور وی مراد از دجال و دجالان کسانی هستند که مسیح را تکذیب کنند و این معنا از عبارات انجیل نیز استفاده میشود. همچنین گفته شده دجال یا ضد مسیح شخصی است که در آخرالزمان قیام کرده و مسیح، رجعت کرده او را از پای در خواهد آورد. در اسلام یکی از نشانههای دوران ظهور خروج دجال است.موضوع دجال بیش از آنچه در روایات شیعه است از طرق اهل تسنن نقل شدهاست.ظهور دجال، در کتابهای اهل سنت، از نشانههای برپایی قیامت دانسته شدهاست ولی در منابع روایی شیعه، از نشانههای ظهور به شمار میرود. بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده میشود، دجال فردی است که در آخرالزمان و پیش از قیام مهدی خروج میکند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفتانگیز جمع زیادی از مردم را میفریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح در کنار دروازه «در» در منطقه شام به هلاکت میرسد.قیامت برپا نمیشود، تا وقتی که مهدی از فرزندانم قیام کند و مهدی قیام نمیکند، تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند.پیشاپیش برپایی قیامت، خروج دجال است و پیش از دجال، سی دروغگو، یا بیشتر خروج خواهند کرد.قسمت عمده روایات در مورد دجال را «احمد حنبل»در کتاب «مسند»و «ترمذی»در «صحیح»خود و «ابن ماجه»در «سنن»و «مسلم» در «صحیح» و «ابن اثیر»در«نهایه»از عبدالله بن عمر و ابوسعیدحذری و جابر ابن عبدالله انصاری نقل کردهاند.صدوق در این زمینه میگوید: اهل سنت اینگونه اخبار را تصدیق میکنند و آن را درباره «دجال»و غیبت وی و زنده بودنش را در این مدت طولانی روایت نمودهاند.«صائد بن صید» که در زمان محمد میزیسته و محمد او را از مصادیق دجال معرفی کردهاست و چون بعدا از خروج دجال در آخرالزمان نیز خبر داده بعضیها گمان کردهاند دجال موعود همان «صائد بن صید» است و در نتیجه به زنده ماندن و طول عمر او قائل شدند.بعضی از نویسندگان اسلامی نیز با توجه به ریشه لغت «دجال» آن را منحصر به یک فرد بخصوص نمیدانند بلکه آن را عنوانی میدانند کلی برای افراد پر تزویر حیله گر و حقه باز که برای فریب مردم از هر وسیلهای استفاده میمنند. دجال شخصی است که حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده میکند. در منابع اسلامی نیز احادیثی راجع به متعدد بودن وجود دجال نقل شدهاست.«ایها الناس ما بعث الله نبیا الا و قد انذروا قومه الدجال»«ای مردم !خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه قوم خویش را از فتنه دجال بر حذر داشتهاست.»«انه لم یکن نبی بعد نوح الا انذر قومه الدجال و انی انذر کموه»«هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال ترسانده و من نیز شما را بر حذر میدارم.»از این روایت معلوم میشود که در عصر هر پیامبری «دجال»و یا «دجالانی»وجود داشتهاند که هر پیامبر موظف بود قوم خود را از فتنه آن بر حذر دارد و گرنه معنی نداشت انبیای پیشین مردم عصر خویش را نسبت به فتنه دجالانی که هزاران سال بعد از آنها آشکار خواهد شد هشدار دهند. «لا تقوم الساعه حتی یخرج ثلاثون دجالون کلهم یزعم انه رسول الله»«پیامبر فرمود: قیامت بر پا نمیشود تا اینکه سی نفر دجالی که خود را پیامبر میپندارند ظاهر شوند.»بالاخره از این احادیث استفاده میشود که دجال نام شخص معینی نیست و به هر شخص دروغگو پرتزویر و گمراه کننده اطلاق میگردد.آنچه بر مسلمانان مسلم است، در آخرالزمان همزمان با قیام مهدی شخصی ظهور خواهدکرد که در حیله و تزویر و دروغگویی و حقه بازی و شیطنت بر تمام دجالهای گذشته برتری خواهد داشت.
سه ضد عیسی ظهور خواهند کرد.آخرین ضد عیسی دجال است.منجی برای رهایی از این دجال خواهد آمد و دنیا را نجات خواهد داد ( یوحنا )
امروزه مرکز مهمی همچون هالیوود که در عرصه هنر سینما فعال و البته تاثیر گذار است به عنوان یک پشتیبان جدی درخدمت فرقه شیطان گرایی انجام وظیفه می کند. این ایفای نقش به گونه ای پررنگ است که عنوان « پیامبر شیطان پرستی » برای این رسانه صهیونیستی به هیچ عنوان دور از حقیقت نیست. پرداختن به ماهیت و ماموریت این فرقه که امروزه در هالیوود تحت « آیین و مکتب » از آن تبلیغ می شود در این مختصر ممکن نیست اما نگاهی گذرا به چند اثر هالیوودی ـ که چندان جدید هم نیستند ـ می تواند از طرح حساب شده و درازمدت هالیوود در رسمیت دادن به این فرقه پرده بردارد این طرح درقدم اول معرفی و در گام بعدی عرضه یک رقیب و بدیل برای ادیان الهی و در مراحل بعدی جایگزین نمودن و درنتیجه به حاشیه راندن و درنهایت از بین بردن ادیان الهی خواهد بود.
يكي از فيلم هاي مهم در ترويج شيطان پرستي، فيلمي است به نام «كودك رزماري»
كه توسط رومن پولانسكي (كارگردان يهودي) در سال 1968 در هاليوود ساخته شد.
در اين فيلم، شيطاني از جهنم مي آيد و نطفه خود را در رحم زني به نام
رزماري قرار مي دهد و بدين صورت كودكي شيطاني به نام آدريان متولد مي شود.
گهواره اين كودك سياه رنگ و بالاي آن صليبي بر عكس آويزان است. قيافه اين
كودك به گونه اي است كه مادرش با ديدن او وحشت مي كند و ابتدا از پذيرش
فرزندش خودداري مي كند. در جشن تولد اين كودك که افرادي از نژادهاي مختلف
حضور دارند چندين بار جمله "درود بر شيطان" تكرار مي شود. صاحب خانه با
خوشحالي مي گويد: «اين كودك معابد و خدا را از بين خواهد برد و نفرت را
آزاد خواهد كرد و او انتقام را در دلها زنده خواهد كرد و كار خدا تمام است
... درود بر شيطان». در اين فيلم ارتباط با شيطان به عنوان راه حل مشكلات
به تصوير كشيده مي شود. جالب اين كه با شادباش افراد حاضر در جلسه مادر،
كودك خود را تحويل مي گيرد و با طنين دلنواز لالايي اين فيلم به پايان مي
رسد و به اين شكل "تولد شيطان" با اين فيلم اعلام مي شود و اولين قدم براي
اعلام حضور شيطان در جوامع بشري برداشته مي شود.
اين كارگردان يهودي به «اعلام حضور» شيطان اكتفا نكرد و چندي بعد با ساختن
Ninth Gata (دروازه نهم) در صدد اثبات نيروهاي خارق العاده و قدرت هاي
ماورائي براي شيطان بر آمد و شيطان را به عنوان قدرتي عظيم و تاثيرگذار در
جهان هستي معرفي كرد در اين فيلم وانمود مي شود رسيدن به شيطان داراي آداب
مخصوص سير و سلوك است. (با طرح كتاب داراي سه نسخه كمياب) در اين فيلم
چندين بار از نمادهاي شيطاني استفاده شده است از جمله عدد 666 (بعنوان رمز
آسانسور، رمز آرشيو کتابخانه، سال نوشتن کتاب و ...)
در فيلم گابريل (که همان جبرئيل است)، جهاني تاريك و غرق در فساد و ظلمت
نمايش داده مي شود. در اين فيلم خداوند بزرگترين و قدرتمندترين فرشته خود
به نام گابريل را مامور نجات جهان مي نمايد. اما گابريل بعد از نزول به
زمين متوجه مي شود كه قبل از او فرشتگان ديگري كه مامور اين كار بوده اند
در برابر قدرت عظيم شيطان همگي در مانده و تسليم و يا شكست خورده اند. اما
تصميم گابريل براي مبارزه با شيطان و برگرداندن نور به ميان آدميان قطعي
است.
گابريل بعد از از بين بردن نيروهاي شيطاني با فرمانده شياطين به نام سمائيل
وارد جنگ مي شود ولي متوجه مي شود كه فرمانده شياطين براي آزادي انسان ها
قيام كرده است و اين خداوند بوده كه باعث از بين رفتن فرشتگان قبلي گرديده
است. گابريل بعد از اين مرحله ماموريت خود را رها مي كند و با ناراحتي و
اعتراض به آسمان مي رود تا مانع اعزام فرشتگان به دست خدا شود. بدين سان
مخاطب که تا مراحل آخر فيلم خود را همراه گابريل احساس مي کند ناگاه در
چرخش آخر فيلم منطق سمائيل را بر گابريل ترجيح مي دهد و به روشني در اين
فيلم خدا دشمن آدميان و شيطان دوست انسان ها معرفي مي گردد.
محصولاتي از اين دست در هاليوود فراوان يافت مي شود. مخاطب بعد از ديدن اين
گونه فيلم ها به اين نتيجه مي رسد كه راه رسيدن به قدرت و شهرت و شهوت،
تمسك به شيطان و قدرت هاي شيطاني است و شيطان نه فقط دشمن انسان ها نمي شود
كه بعنوان منجي انسان ها و پيام آور آزادي انسان ها معرفي مي شود. با تاسف
بايد اذعان نمود هاليود نقش خود را در انتقال مضامين شيطاني و رضايت بخش
جلوه دادن فرهنگ شيطاني به خوبي ايفا نموده است. فيلم هايي از قبيل هري
پاتر، جن گير، طالع نحس (1،2،3)، ارباب حلقه ها با هدف القاي ترس در ذهن و
قلب مخاطب نسبت به شيطان و بزرگ نمايي از قدرت شيطان ساخته شده اند و در
فيلم هاي كنستانتين و طالع نحس 5و4 شيطان قوي تر از خدا ظاهر مي شود به
طوري که روحيه تسليم و فروتني در برابر شيطان به جان مخاطب رسوخ مي كند.
در این جا برخی از این اخبار همراه با متن عربی آن آورده می شود تا بنگریم تا چه اندازه از شریعت ا سلام و راهنمایی آن دور شده ایم. هر یک از رفتارهایی که در این جا بیان می شود می بایست به عکس آن عمل کرد تا نجات یافت و از اهل اصحاب یمین و بهشت شد چه برسد که بتوانیم از اصحاب سابقون گردیم.
ازپیامبر (ص) روایت شده است که فرمود: زمانی بر مردمان می آید که صورتشان صورت آدمیان است ولی دلهایشان دل های شیاطین می باشد. آنان همانند گرگان درنده بیابان خون ریزانی هستند که از انجام هیچ منکری ابایی ندارند. اگر ایشان را پیروی کنی تو را به شک اندازند و اگر با آنان سخن گویی دروغگویت نامند و اگر از ایشان نهان شوی تو را غیبت می کنند. سنت ها در نزدشان بدعت است و بدعت ها برایشان سنت است. انسان حلیم در نزدشان کینه ورز و کینه ورز در میانشان حلیم شمرده می شود. مومنان در میانشان مستضعف و فاسقان در میانشان انسان شریف دانسته می شوند. کودکانشان حاکم بر آنان هستند و زنانشان فاجر و فاسق می باشند و پیرانشان به معروف امر نمی کنند و از منکر باز نمی دارند. پناه جویی به ایشان خواری است و کمک خواهی ذلت می آورد و درخواست چیزی از ایشان ،فقر است. در ا ین هنگام استکه خداوند باران را در زمانش بر ایشان حرام می سازد و در غیر زمانش بر ایشان فرو می ریزد و بارانش در هنگامش نمی آید. بدان امت بر ایشان مسلط و چیره می شوند و آنان را به بدترین شکل عذاب کنند و فرزندانشان را ذبح و زنانشان را به فسق و فجور برند و زنده نگه دارند. پس خوبان امت دعا کنند ولی از سوی خداوند اجابت نمی شود.آن حضرت (ص) هم چنین فرمود: به زودی زمانی بر امتم می آید که مردم عالمان را مگر به لباس و جامه نیکو نمی شناسند و قرآن را مگر به سبب صدای نیکو نمی شناسند و خدا را مگر در ماه رمضان عبادت و پرستش نمی کنند.از آن حضرت هم چنین روایت شده که فرمود: در آن زمان دروغگو را آدمی راستگو می دانند و راستگو را دروغگو می شمارند و زنان حاکم می شوند و مردمان با دخترکان و کنیزکان مشورت می کنند و کودکان بالای منابر می روند و دروغ را زرنگی می دانند و از ظرایف بیان می شمارند پس لعنت و نفرین خداوند بر دروغگویان باد هر چند که به شوخی و مزاح دروغ می گویند و زکات را خیلی سخت و خسارت بزرگ می شمارند و پدر و مادرشان را خوار می سازند و ناسزا و دشنام می گویند و از دوست و برادر دینی خویش بیزاری جسته و با دشمنان مجالست و معاشرت می کنند. زن با شوهرش در تجارت و داد و ستد همراهی می کند و زنان همانند مردان و مردان همانند زنان می شوند و زنان بر زین (چون اسب ، دوچرخه و موتور) سوار می شوند و مردم در آن زمان با رشوه و ربا داد و ستد می کنند.آن حضرت هم چنین می فرماید: زمانی بر مردم خواهد آمد که خدایشان شکم و قبله شان زنان و دینشان پول و شرافتشان وسایل زندگی آنان است. ازایمان جز نامش و از اسلام جز اثرش و از قرآن جز خواندنش باقی نمی ماند. مساجدشان از نظر ساختمان آباد و دلهایشان از هدایت ویران است. دانشمندانشان بدترین مردمان خدا روی زمین هستند. در چنین زمانی خداوند آنان را به چهار چیز گرفتار می کند: ستم سلاطین ، گرسنگی و قحطی ، ظلم و ستم فرمانروایان و حاکمان و هم چنین ستم قضات. اصحاب شگفت زده شده گفتند: ای رسول خدا آیا آنان بت پرست هستند؟ فرمودند: آری هر درهمی نزد آنان بت است.هم چنین از امیرمومنان علی (ع) روایت شده که فرمود: در آخرزمان و نزدیک به رستاخیز که بدترین زمان هاست، زنانی پیدا می شوند که بی حجاب و لخت هستند و خودشان را برای غیر شوهرانشان آرایش می کنند. آنان داخل شوندگان در آشوب ها و فتنه ها هستند و به مسایل جنسی و شهوانی گرایش دارند و به سوی خوشگذرانی ها و لذت های می شتابند و حرام را حلال می دانند و در دوزخ جاودانند.9 و 11 از اعداد مقدس ماسونهاست لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.
لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان " بواز "و "جاکین" ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.(بقیه در ادامه مطلب)